تولد بابایی
ساسانم,عشقم,جانم,عمرم

مهربانم چندسال است بزرگترین روز زندگیت را در کنار هم جشن میگیریم
و چه لذت بخش است در کنارت بودن و یکسال پخته تر شدنت را باهم به نظاره نشستیم
و لذت بخش تر اینکه عشق من امروز پدر دردانه ام شده
همانطور که در این چند سال بهترین همسر دنیا بودی شانزده ماه است که نقش پدریت را به نحو احسن ایفا میکنی
و چقدر عاطفه و باران خوشبختن که مرد زندگیشان تویی
تا امروز و تا ابد برایم محکم ترین تکیه گاه بودی وخواهی بود
و همچون کوه استواری وقلب مهربانی داری و تمام کسانیکه تورا میشناسند این را به وضوح دیده اند
ساسانم میدانی چقدر وجود مردانه ات را دوست دارم و میپرستمت
عزیزم دستهای مردانه ات,آغوش گرمت, آرامشت را دوست دارم شاید فردا ها باران از بابت این جمله از من دلگیر شود
اما میگویم :«میگویم تا دخترم هم بداند عزیزدلم تو مرد اول زندگیم بودی و هستی و می مانی واولین عشقم تویی و تو برایم نهایت عشقی
ومیدانم دخترمان این را درک خواهد کرد که من باید اول عاشق پدرش باشم که عاشقی را یاد بگیرم تا دخترش را با تمام وجود دوست بدارم
آرزویم اینست بارانم همچون پدرش صبور و مهربان وآرام و دوست داشتنی باشد

دوستت دارم مرد بیست ونه ساله من
تولدت مبارک عزیزم




تولد بابایی
